Sunday, July 04, 2004

هو


نقش وفا وي كند پشت به ما كي كند

پشت ندارد چو شمع او همگي روست روست

حضرت مولانا

ميخواستم متني بنويسم و در پيوستار آن متن از فاصله افتادن ميان

نوشته ي آغازينم با نوشته هاي بعديم پوزش بطلبم اما متن متيني به

ذهنم الهام نشد تا تصوير آن امر ملهم را برايتان بازنگارم .

از اين رو از همين ابتدا پوزش خواسته, طلب بخشش از آن خوبان خوبرو

و خوشرفتار دارم , باشد كه پيوند نوشتاريم با شما عزيزان غريب

افتاده ي اين ديار سختگينه و وحشت آكنده گسسته نگردد*

من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم
بد آهنگ است

بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
و ببينيم آسمان هر كجا
آيا همين رنگ است؟!

باقي بقايتان
مهرداد افشار
14تيرماه 1383
-------------------------------------------------
* بي شك شهاب جان در حق من اغراق كرده و صد البته
اغراقهاي او هم از سر لطف و دل عاشق پيشه اوست .

در هر حال واقعيت اينست كه وبلاگ فخيم شهاب بايد باقي
بماند و من هم چونان خواننده اي ابتدايي در حد گنجايش

خويش از آن بهره ها ميبرم .
عزيزان من اما , انصاف بايد داد كه دوست ما شهاب

هم اينك دلمشغول تنظيم و تدوين رساله كارشناسي ارشد
خود است و آنان كه رساله اي يا تحقيقي از اين دست

داشته اند به خوبي از سختي و وقت خواهي اين كار واقفند.
اما در عين حال ما به شهاب مي گوييم :

اگر آب دريا را نتوان كشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد

شهاب جان از تو به همين مقدار و حتي كمترين از اين هم
راضي هستيم اما وبلاگت تعطيل نشود.












0 Comments:

Post a Comment

<< Home